نویسنده :
m e - ساعت ۳:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥
همیشه حقیقت نسخه های متفاوتی داشته :
شیعه ، سنّی ، ...
کاتولیک ، پروتستان ، ...
تفسیر نمونه ، تفسیر المیزان ، ...
انجیل ١ ، انجیل ٢ ، انجیل ٢٠٠٧ ، انجیل XP ، ...
ولی دروغ فقط یک نسخه داره :
اونم حقیقته
به این حالت (زیاد به مغزت فشار نیار)
نویسنده :
m e - ساعت ۱٢:٢۳ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
نمی دونم می دونستید یا نه ،
من استعداد زیادی توی شناسایی آهنگ های تقلیدی دارم .
اگه نسخه ی اصلی رو قبلا شنیده باشم که هیچ ، توی اکثر موارد می تونم با کمی قشار به مغزم سند رو رو کنم .
حال اگه نسخه ی اصلی رو نشنیده باشم ، مشکوک شدنه به جای من به توانایی های آهنگ ساز برای اون اثر بی نقص می تونه توی تشخیص تقلیدی بودن اثر کار ساز باشه .
حالا چی شده که اینا رو دارم می گم ؟؟ موضوع از این قراره که سال ها پیش یه آهنگ سبک جاز گوش کردم که بهروز صفاریان توی آلبوم اسکناس از یه قسمت خیلی باحالش استفاده کرده بود . اون موقع با یه سری از توجیهات دهن خودم رو بستم .
ولی حالا که برای اولین بار آهنگ "Time" از آلبوم "Dark Side Of The Moon" رو گوش کردم و دیدم آهنگ "شب انتظار" از آلبوم "شبح" بهنام صفاریان با تنظیم داداش جون کپی خالص از آهنگ این اثره ، ....
عصبی شدم
و یاد این حرف افتادم که اینا از محدود بودن دایره ی شنیداری ما سوء استفاده می کنم .
و از این به بعد به محض این که یه آهنگ تقلیدی کشف کنم ، یه پست حرومش می کنم ..
به این حالت
(آهنگ تقلیدی : شب انتظار - آلبوم شبح
آهنگ اصلی : The Dark Side Of The Moon - Time)
نویسنده :
m e - ساعت ٢:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱
سازندگی رو خریدن و عدالتو فروختن ..
آخرش اصلاحاتو اصلاح کردن .
به این حالت (کیوسک - آقا! نگه دار )
نویسنده :
m e - ساعت ۱٠:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٢
سیبیل و پشت مو ، چماق و پنجه بکس ، لُنگ و ادعای مرام .
ریش فابریکی و پیراهن بیرون شلوار ، باتون و شُک الکتریکی ، چفیه و ادعای دین داری .
نویسنده :
m e - ساعت ۸:۳۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥
چه حیف
اگه طالبان هم نفت داشتن یه جمهوری اسلامیه دیگه تو دنیا داشتیم .
ولی ندارن ، چه حیف ....
ولی نداریم ، چه حیف ....
به این حالت ( آهی از اعماق میانی بدن انسان )
نویسنده :
m e - ساعت ۱۱:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
خیلی خوبه که بهار هم هست ..
اگه نبودن منم نبودم (فصلا رو میگم)
خدا رو شکر
پارسال یه خورده بعد تر از این موقع یه همچین یادداشتی گذاشته بودم .
به این حالت ( اتفاقا )
نویسنده :
m e - ساعت ۳:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
خر شدیم هیچ ، تازه افسارمونم دادیم دستت .
ما رو هر جا خواستی کشوندی هیچ ، تازه سواری هم گرفتی .
سواری هم گرفتی هیچ ، تازه پایینم نمییای .
ما مردیم از بس گفتیم هی گفتیم گفتیم ،
"عزیزم ، پدرم ، بزرگوار ، خوبه من .. از کت و کول افتادیم . بیا پایین ."
بازم بگم ؟ چه جور بگم که هالیت شه ؟
باشه یه جور دیگه میگم .
بنده نمیخوام نه تو نه هیچ خر دیگه از منه خر سواری بگیری . تمام .
عمرا اگه فهمیده باشی .
نویسنده :
m e - ساعت ٧:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥
یکی دیگه جون به شب باخت
یکی دیگه شد ستاره
"روزبه بمانی"
به این حالت(
)
نویسنده :
m e - ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸
روستای انتخ آباد رو یادتونه ؟
حالا یه واژه بهتون معرفی می کنم که اولین بار از ننجونم شنیدم :
رئیس جمزور
نویسنده :
m e - ساعت ۱:٠۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٧
توی شیکمم بودی ، با خود گفتم فرشته ای ..
قبل از اینکه به دنیا بیایی لگد می زدی ، با خود گفتم فرشته نباشی آدمی ..
وقتی به دنیا آمدی با برادر خواهرات دعوا می کردی ، گفتم شیطونی ..
توی جوونیت تیریپ تعصب می زاشتی فهمیدم بن لادنی ..
وقتی پا به سن گذاشتی مخالفاتو با اشتهای زیاد خوردی گفتم شاید هیتلری ..
حالا که به سن سالی رسیدی تازه شناختمت ، تو هیچ کدوم اینا نیستی .
تو معاویه ای ...
ولی ای کاش ..
ای کاش یزید بودی .